مدتی است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری می کنم
و در نهایت ناباوری، باورم شده که او دیگر نیست، دیگر نمی آید
و دیگر نباید منتظرش باشم، دیگر آن شمع فروزان را نمی بینم
ولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش من
و مهربانیش در قلب من و زیبایی چهره اش در یاد منست
